محله آخونی .... آخینی محله پدری و ریشه های زندگی ام
| ||
| [ 30 / 10 / 1392برچسب:محله آخونی,اهالی آخونی, ] [ 1:58 ] [ غ . آ ]
به بهانه تولد پرویز پرستویی :( دیالوگ مشهور فیلم مارمولک ) : خدا که فقط خدای آدمای خوب نیست ...... خدا ، خدای آدمای بد هم هست و این فقط خود خداست که بین بنده هاش فرق نمی گذارد ......... فی الواقع خداوند ، عند بخشش ، عند لطافت و عند مردانگی است ........
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس مطالب و موضوعاتمقالات و نوشته های ادبی برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 25 / 7 / 1398برچسب:مارمولک, ] [ 23:40 ] [ غ . آ ]
[ 28 / 5 / 1397برچسب:محله آخونی,اهالی آخونی, ] [ 13:25 ] [ غ . آ ]
مرحوم شهید باعزت محله آخونی - آقا داوود خان محمدی
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس افتخارآفرینانعکس شهدای محله برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 27 / 10 / 1392برچسب:محله آخونی,شهیدان آخونی, ] [ 10:15 ] [ غ . آ ]
مرحوم اروجعلی رضایی پدر مرحوم آقا رضا و .... ( پدری مهربان و زحمتکش محله )
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس مطالب و موضوعات برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 27 / 3 / 1393برچسب:محله آخونی,آخونی, ] [ 10:6 ] [ غ . آ ]
پدر محترم آقایان : داوود - اسرافیل( عیسی ) - یحیی ابراهیمی آژیری برادر محترم آقایان : قاسم قهوه چی -مرحوم محمدابراهیم و مرحوم زینالعابدین
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاریش سفیدان محله برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 27 / 10 / 1392برچسب:محله آخونی,ریش سفیدان آخونی, ] [ 10:3 ] [ غ . آ ]
اواسط کوچه داش ماغازالار - تصادف دو اتوموبیل - بنز 160 - و ماموران راهنمایی رانندگی
از سایت اهراب ( روی عکس راست کلیک کنید وبزرگ ببینید ) موضوعاتمرتبط: همه ی عکس ها برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 26 / 12 / 1401برچسب:مغازه های سنگی,داش ماغازالار, ] [ 1:15 ] [ غ . آ ]
قدر است امشب هرجا ، آیا تو قدر دانی ؟؟؟ اااا
![]()
دلت را خانه ما کن ، مصفا کردنش با من
به ما درددل افشا کن ، مداوا کردنش با من
اگر گم کرده ای ای دل ، کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش ، پیداکردنش با من
بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش
بیاور قطره ای اخلاص ، دریا کردنش با من
اگر درها برویت بسته شد، دل برمکن بازآ
" در " این خانه دق الباب کن ، وا کردنش با من
به من گو حاجت خود را، اجابت می کنم آنی
طلب کن آنچه می خواهی ، مهیا کردنش با من
چوخوردی روزی امروز، ما را شکر نعمت کن
غم فردا مخور ، تامین فردا کردنش با من
بیا قبل از وقوع مرگ، روشن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را ، جمع و منها کردنش با من
اگر عمری گنه کردی ، مشو نومید از رحمت
تو بنویس نامه ی توبه ، امضا کردنش با من
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس مطالب و موضوعاتشعر و دو بیتی برچسبها: href="<-TagLink->">
آقای خالق عدالتی ( فرزند آقای مرحوم حاج قاسم آقا ) برادر آقای غلامعلی - حاج محمد و مرحومین بایرام و غلامحسین ارسالی از کشور آلمان
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس مطالب و موضوعات برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 2 / 6 / 1394برچسب:محله آخونی,آخونی, ] [ 1:9 ] [ غ . آ ]
راستی فرشته ها چگونه موجوداتی هستند ؟؟؟ ااا از اوصاف و تعاریفی که از این موجودات پاک و خوش نیت خداوند متعال شنیده ایم می توانیم در روی زمین از اعمال و رفتار و کردار بعضی از اشخاص و افراد عادی هم را که نیت خوب و مثبتی دارند به این موجودات پاک تشبیه شان کنیم . کسانی که علیرغم زندگی روزمره شان و گرفتاریهای گوناگون شغلی و خانوادگی ، این جرات را دارند که به دور برشان توجه بکنند و آدمهایی را ببینند و دست شان را بگیرند ، که ما شاید کمتر از ذهنمان خطور کرده باشد . و این توجه آنها نه یکبار و دو بار ، بلکه هر ماه و مکررا در حال انجام بوده و شاید ماها خبری از اینگونه افراد نداشته باشیم . ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ اما من یکی از این افراد خوب محله مان را به شما عزیزان معرفی می کنم . او کسی است که هر ماه یک و یا دو بار با هماهنگ نمودن تعدادی دیگر از افراد و گروه های هنری - اعم از خواننده و نوازنده - دسته جمعی و با هزینه خودشان و حتی با خرید شیرینی ومیوه و دیگر مایحتاج ، به مراکز نگهداری سالمندان و کودکان مددجو و دیگر مراکز عمومی و خصوصی اینگونه جاها می روند و رایگان برنامه شادی اجرا می کنند . بنده چند بار با این عزیزان همراهی کرده ام و از نزدیک شاهد اجرای شان بوده ام . بخدا نمی دانید که افراد معلول و سالمند و همچنین کودکان مددجو چه شادی و هیجانی از اجرای برنامه اینها از خود نشان می دادند .؟؟؟؟ راستی حسینی من چندین بار از شوق و ذوق آن افراد معلول و سالمند به گریه افتاده ام . این فردخیر که سکاندار این برنامه ها و هماهنگ کننده اصلی است کسی نیست جز : ....... ( آقای رحیم عالیان - مدیر محترم کمند فیلم آخونی - )............
رحیم آقا عالیان - مسئول طرح "یادسبزانتظار" آقای عالیان از سال 1387 شروع این برنامه ها را با طرحی را با نام ( یاد سبز انتظار ) برای همین منظور ایجاد کرده اند. ایشان هر ماه یکی دوبار و در روزهای اعیاد و میلاد ائمه اطهار و سایر جشنها ، با برنامه ریزی با مراکز یاد شده در آن مراکز برنامه شادی اجرا می کنند . هنرمندانی هم با اعلام داوطلبانه همکاری رایگان خودشان با ایشان در این امر خداپسندانه شرکت می کنند .
هنرمند خیر آقای نصیر غریب پور و آقای رحیم عالیان (مسئول طرح یاد سبز انتظار)
آقای عاشق فریدون خدایی و اکبر عبادیان و همکاران محترمشان اسامی تعدادی از این هنرمندان مطرح شهرمان به شرح زیر می باشد : آقای نصیر غریب پور ( خواننده مشهور و مطرح تبریز ) - برادران داننده - آقای عاشق فریدون خدایی آقای اکبر عبادیان - آقای محسن رزمی ( قاوال زن) - آقای رضا چرتاب - آقای داوود شهبازی - آقای کربلایی زینال عبدی و آقای محمد آراز ، گروه رقص یاغیش تبریز ، و اصغر صفی پور(خواننده قارتال تراکتور) ... که این عزیزان با صداقت کامل در این امر خیر همواره خدمت می کنند .
مددجویان کم سن سال یکی از مراکز نگهداری در محله شنب غازان
روی عکسها راست کلیک کنید و بزرگتر ببینید . همراه با مدیر دلسوز آنجا
عکس یادگاری عاشق خدایی و اکبر عبادیان و همکار محترمشان با مددجویان کم سن و سال
خانم عسگری -= هنرمند رادیو تلویزیون
مرکز شفا تبریز
( راستی ، ما چه کار می توانیم در این خصوص انجام بدهیم ؟ا آیا می توانیم اگر روزی نذری داشتیم و بخواهیم احسان پخش کنیم آنرا با کمک همین افراد به چنین جاهایی هدیه کنیم ؟ چقدر عالی میشود . احسان مان درست در جای خودش می نشیند .بخدا چنین خواهد بود ) . به عموم هم محله ای های خوبم اعلام می دارم که هر کسی در این امر خداپسندانه کمکی از دستش برآید ( هر کمکی ) ، حتما با آقای عالیان تماس و راهنمایی حاصل فرمایند .
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس افتخارآفرینانعکس مطالب و موضوعاتیاد سبز انتظار برچسبها: href="<-TagLink->"> از هر دست که بدهی از همان دست می گیری
پیرمرد فقیری بود که زنش با دوشیدن شیر تنها گاوشان ، از شیر آن
کره می ساخت و بصورت دایره های یک کیلویی درست می کرد .
پیرمرد آنها را به بقال محله شان می فروخت و در مقابل ، ماپحتاج
خانه را از همان بقال می خرید .
روزی مرد بقال به اندازه وزن کره ها شک کرده و یکی از آنها را وزن
نمود و مشاهده نمود که وزن کره 900 گرم است .
مرد بقال بشدت ناراحت شده و با پرخاش رو به پیرمرد کرد و گفت :
" دیگر از تو کره نمی خرم . تو کره ها را به عنوان یک کیلو به من
می فروختی ، در حالیکه وزن آنها 900 گرم بوده است . "
پیرمرد فقیر سرش را پایین انداخته و گفت :
" ما وزنه ای در خانه نداریم . قبلا یک کیلو شکر از شما خریده بودیم و با وزن آن شکر بعنوان وزنه ، کره ها را در خانه اندازه می کردیم . " موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس مطالب و موضوعات برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 1 / 9 / 1393برچسب:کم فروش, ] [ 17:40 ] [ غ . آ ]
نه قدر چشمه لرین وارسا ، آلا گوز لی لرین
شهر تبریز است و کوی دلبران
ســـاربانا بار بگشـا زاشتــران
شهر تبریز است و مشکین مرز و بوم
مهد شمس و کعبه ملای روم
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس افتخارآفرینان برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 11 / 3 / 1392برچسب:تبریز,وقارلی تبریز, ] [ 10:35 ] [ غ . آ ]
کـمـک کـن مـثـل مشهد،شهر رؤیا
دلـم پـر ازدحـام از نـور بـاشــد ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس مطالب و موضوعات برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 14 / 12 / 1399برچسب:امام رضا,کفتر امام رضا, ] [ 22:27 ] [ غ . آ ]
از هـزاران زائــر درد آشـنـا مــن هـــم یـــکـی موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاشعر و دو بیتی برچسبها: href="<-TagLink->"> محمد علیدخت - عادل عبداللهی فلاحی - داوود عبدی و .........
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس های ورزشی برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 5 / 1 / 1400برچسب:محله آخونی,ورزشکاران آخونی, ] [ 9:14 ] [ غ . آ ]
استاد احد علیپور نیازی و آقای محمد علیدخت ، افتخاران ورزشی محله مان ( ووشو )
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس های ورزشیعکس افتخارآفرینان برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 9 / 9 / 1393برچسب:محله آخونی,ورزشکاران آخونی, ] [ 9:21 ] [ غ . آ ]
مرحوم آقای اسماعیل (اسماعیل آژدان ) پدر آقای غلامرضا و حاج علی رمضانیلر
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاریش سفیدان محله برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 9 / 9 / 1393برچسب:محله آخونی,ریش سفیدان آخونی, ] [ 9:14 ] [ غ . آ ]
آقای محمد علیدوخت - فرزند آقای موسی(بیوک) - افتخار ورزشی محله
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس های ورزشیعکس افتخارآفرینان برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 10 / 9 / 1393برچسب:محله آخونی,ورزشکاران آخونی, ] [ 9:14 ] [ غ . آ ]
آقایان : مرحوم اسماعیل قمیان و موسی(بیوک) علیدوخت آخونی و پسران رشید آنها
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاریش سفیدان محله برچسبها: href="<-TagLink->"> آقایان : حاج علی و غلامحسین رمضانیلر(درجه دار بازنشسته)
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس ها برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 7 / 9 / 1393برچسب:محله آخونی,اهالی آخونی, ] [ 11:22 ] [ غ . آ ]
درجه دار بازنشسته باادب و مهربان محله - استوار موسی(بیوک) علیدوخت آخونی
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاریش سفیدان محله برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 7 / 8 / 1393برچسب:محله آخونی,ریش سفیدان آخونی, ] [ 11:18 ] [ غ . آ ]
آقایان : حاج علی رمضانیلر - مرحوم اسماعیل قمیان - موسی(بیوک) علیدوخت آخونی
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاریش سفیدان محله برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 7 / 9 / 1393برچسب:محله آخونی,اهالی آخونی, ] [ 11:7 ] [ غ . آ ]
" یلدا " چگونه شبی است ؟ فصل زمستان از دیرهنگام تاکنون در فرهنگ ایرانیان همگام با شبی به نام ˈیلدا ˈ آغاز می شود.
طولانی ترین شب سال که آیین آن در فرهنگ باستانی این مرزو بوم جایگاهی ویژه دارد.
این شب که به ˈشب چله ˈ نیز معروف است، در شامگاه سی ام آذر ماه و بامداد یکم دی ماه به
عنوان بلندترین شب سال در نیم کره شمالی زمین حادث می شود. این شب را مصادف با انقلاب
زمستانی می داند چرا که از این شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه تر می شود.
در واقع خورشید در سی ام آذرماه به پایین ترین نقطه افق جنوب شرقی می رسد که این پدیده
سبب کوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریکی شب میشود. اما با آغاز زمستان، خورشید
دوباره به سوی شمال شرقی باز میگردد و این روند بصورت معکوس تکرار می شود.
به عبارت دیگر، در ششماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانه روز خورشید اندکی
پایینتر از محل پیشین خود در افق طلوع میکند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایینترین حد
جنوبی خود با فاصله ۵/۲۳ درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر
جابجاییهای طلوع خورشید معکوس شده و مجددا به سوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز
میگردد.
کلمه ˈیلدا ˈ برگرفته از واژه ای سریانی است که اصل آن از زبان سامی در دوران ساسانیان وارد
زبان پارسی شد. این لغت بمعنای میلاد، زایش، زاد روز و یا تولداست. در واقع ولادت خورشید
( مهر و میترا ) که رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنی روز تولد مهرشکست ناپذیر، نامیده اند.
این شب در افسانهها و اسطورههای ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در ˈخرم روز ˈ
مکرر میشود. از آن جا که خرم روز، بلندترین شب سال و نخستین روز دی ماه را به دنبال خود
دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف مییابد.براساس این عقیده کهن از پس بلندترین شب سال
که یلدا نامیده میشود خورشید از نو زاده میشود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز میکند و
خرمی جهان را فرا میگیرد.
با توجه به وقوع پدیده باستانی و سنتی یادشده در آداب و رسوم ایرانیان، از گذشته تاکنون این
شب با حضور اقوام و بزرگان خانواده در کنار هم همراه با خوراکی هایی فراوان همچون انار،
هندوانه و سنجد و تفالی بر دیوان حافظ گرامی داشته می شود تا این گونه نمودهای عمیق
فرهنگی و آداب کهن ایرانی حفظ و به عنوان میراثی گرانبها مستحکم شوند.
![]() سازمان میراث فرهنگی به منظور حفظ سنن و آداب مربوط به این شب با قدمتی بیش از هشت
جشن بزرگ ایرانیان در تقویم ملی، به ثبت رسانید تا هر ساله مراسم انتظار زایش خورشید در
پهنای شبی طولانی و تاریک، با شکوهی هر چه تمام تر به پایان برسد.
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس مطالب و موضوعات برچسبها: href="<-TagLink->"> خانه های قدیمی را دوست دارم.... چــایی همیشه دم است ، همسایه از همسایه می تواند قیچی و تخم مرغ بگیرد ، موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس مطالب و موضوعات برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 8 / 5 / 1397برچسب:خانه قدیمی,صفا, ] [ 20:22 ] [ غ . آ ]
( آتا بالا ) - آقای حسن و آقای حاج محمدحسین قربانیان نژاد آخونی ( حدود 50 سال پیش ) پدری خوش صدا و پسری هنرمند ارسالی : آقای فتح اللهی فلاحی موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاریش سفیدان محله برچسبها: href="<-TagLink->"> به یاد کارگران کوچک فرشبافی محله در سالهای دور ، که انگشت اشاره کوچک آنها هیچوقت درد و رنج جای بریدگی کاردهای فرشبافی را از یاد نخواهد برد موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس مطالب و موضوعات برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 20 / 2 / 1402برچسب:فرشبافی,کارگر فرشباف, ] [ 9:46 ] [ غ . آ ]
اوایل انقلاب - حدود 1359 - من و آقای احمد شیرین زاده ( احمدآقا شیرین زاده فرزند برومند صاحبی خانم - مدرسه - و آقا مشدعلی -رحمه اله علیهم ) موضوعاتمرتبط: همه ی عکس ها برچسبها: href="<-TagLink->"> [ 23 / 1 / 1397برچسب:محله آخونی,آخونی, ] [ 12:4 ] [ غ . آ ]
کرسی و نحوه استفاده آن در شهر و روستاها
کرسی گرم زمستان همواره آماده پذیرایی از اهل خانواده بود .لحاف کرسی بر روی کرسی گسترده شده بود و بر روی ان مجمعه ای مسی گذاشته بودند .کرسی دارای چهار طرف برای نشستن بود که هر طرف ان مختص کسی بود و هیچ فردی به خود اجازه نمیداد به حریم دیگری تجاوز نماید . قسمت شمال اتاق که در اصل بالای اتاق محسوب میشد بالا کرسی بود و مخصوص پدر خانواده ، یکی از طرفین چپ و راست نیز مخصوص مادر بود ،فرزند ارشد در طرف مقابل مادر جلوس می کرد و جای کودکان در قسمت پایین کرسی یا همان چاله کرسی بود . هوا هنوز تاریک نشده جمع خانواده تکمیل می گردید و همه اهل خانواده در کنار هم به استراحت میپرداختند . جمع خانواده بسیار گرم و صمیمی با هم به درد دل می پرداختند و در جریان کم و کیف احوالات یکدیگر قرار می گرفتند . دم دمای صبح که هوا کمی سردتر میشد آتش کرسی به تجدید کردن احتیاج داشت و چون در آن زمانه ها تمامی زحمات خانه بر روی دوش مادران بود مادر خانواده منقل کرسی را به بیرون برده و آتش آن را مهیا می کرد و به زیر کرسی برمی گرداند تا اهل خانواده کرسی گرمی داشته باشند . ----------------- اما امروزه به یمن وجود نعمت گاز اغلب منازل دارای شوفاژ و بخاری گازی می باشد که با وجود این که گرمای قابل قبولی دارد اما آن صمیمیتی را که در کنار کرسی در بین اهل خانواده ها وجود داشت را ندارد ،هر کس اتاقی را برای خود در اختیار گرفته و با لبتاپ و کامپیوترش در دنیای اطراف خود سیر می کند . برادر از حال برادر خبر ندارد ،خواهر از حال و روز برادرانش بی خبر است و کلا یک گسست در بین اهل خانواده ها وجود دارد .اما با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی روز به روز در بین اشخاص فاصله ایجاد می گردد امیدوارم روزی فرا برسد که کانون خانواده ها همانند زمانهای قدیم روز به روز گرمتر گردد . و ........ در چهار طرف این کرسی ها افراد خانواده جای میگرفتند . اگر خانواده
پرجمعیت بود در هر طرفش دو نفر می خوابیدند .و ..... واقعا صفایش یادش بخیر باد .
چندی است كه روشهای نوين گرمايی از بخاريهای نفتی گرفته تا برقی و انواع
بخاريهای گازی ، باعث شده که كرسی ها بطور كل فراموش شده اند.
تحقيقات نشان میدهد كه همچنان كرسی ها جايگاه ديگری در بعضی روستاها
دارد .
کرسی ، جدای از گرمای خاصش كه به انسان آرامش می داد و رطوبت را از
استخوانها دور می كرد، مهر و محبتی به اهل خانه و مخصوصا فامیل می داد كه
دور كرسی نشستن و روبروی هم قرار گرفتن، و به چهره هم نگريستن و با هم
به گفتگو نشستن در هيچ كجای دنيا نتوان مشابه آنرا يافت. و چه بسا رنگ
رخساره خبر از سر ضميری می داد كه شايد اندوهی در دلش داشت و چه زيبا
برای زدودنش همه اقدام می كردند. يا با جملاتی و تعریف خاطراتی تجربه آمیز ،
آرامش را به طرف هديه می دادند و يا دست به كار می شدند و با همدلی ،
اندوه دلی را به شادی بدل می ساختند.
بسیاری از ما، نشستن و خوابیدن زیر کرسی، با آن حرارت دلچسب و بی نظیر و
خواب آورش را، تجربه کرده ایم و زمستانهایی را که همراه با بزرگترهای خانواده،
با خوردن خوراکیهای زمستانی و شنیدن حکایات پدربزرگ و مادربزرگ سپری
می شدند را از جمله خاطره انگیزترین دورانهای زندگی و کودکی و نوجوانی خود
می دانیم. بد نیست با نگاهی از چند و چون درست کردن کرسی باخبر شویم :
کرسی چگونه وسیله ای بود؟ کرسی از چهار پایه ای (میزی) از چوب به اندازه ۱x۱ متر و بیشتر و گاهی مستطیل
تشکیل شده بود که حدود سه وجب بلندی داشته، روی آن را با لحافی بزرگ در
اندازه های ۴x۴ یا ۷x۷ متر و گاهی بیشتر یا کمتر میپوشاندند. سپس روی لحاف را
با ترمه و یا چادر شب سفید و یا لحاف مناسبی تزئین کرده و به تناسب بزرگی و
کوچکی کرسی، مجمعه ای مسی برای قرار دادن چراغ، سماور و ظروف خوراکیها
روی آن قرار میدادند. اطراف کرسی را تشک، زيرانداز و پتو گذاشته و با تكيه بر پشتی
يا بالشتی بر روی آن می نشستند .
تشک پای کرسی معمولا کوتاهتر اما پهن تر از تشک معمولی بود به طوری که با
قرار گرفتن در چهار طرف کرسی، لبه ها روی هم نیافتاده و ناهموار و ناراحت نباشد.
با گذاشتن کرسی ، بزرگ خانواده در آن شب با پاکتی شیرینی وارد خانه می شد .
این کرسی ها توسط نجاران مجرب محله درست می شد .
![]() و .... آتش كرسی :
در زیر این میز و تشکیلاتی که وصفش گفته شد، یک منقل قرار می گرفت که حرارت
مطبوع زیر کرسی را تامین می کرد و آماده کردن آن هم روشی مخصوص به خود داشت.
ابتدا داخل آنرا خاکستر الک کرده میریختند و وسط خاکسترها را گود کرده، خاکه ذغال
ریخته، آتش ذغال می گذاشتند و باد میزدند تا آتش ذغال به خاکه ذغالها برسد. سپس
به آهستگی و ملایمت روی آنرا با کفگیر خاکستر داده، خاکسترهای دور منقل را به دور
خاکه ها و آتش رو برگردانده، فشرده و صاف می کردند. سپس منقل را برای از بین رفتن
بوی ذغال مدتی در فضای آزاد باقی گذاشته و سپس زیر کرسی می گذاشتند.
اين منقلها در شهر رايج بود آنهم نزد خانواده هاي متوسط. هر چند ساعت یکبار یک
لایه از خاکستر روی آنرا پس زده، آتشش را تند می کردند. این روش آتش کردن مخصوص
اولین منقلی بود که زیر کرسی قرار داده می شد، از اینجا به بعد، هربار منقل را
"خاکه رو خاکه" می کردند، به این ترتیب که آتش باقیمانده ته منقل را با" کفگیر مخصوص "
برداشته، خاکه تازه در منقل ریخته، آتش را مجددا رویش میریختند و خاکستر میدادند.
![]() یک مایه آتش دیگر، گلوله بود که از " خاکه ذغال " تهیه می شد. به این ترتیب که در
تابستان، خاکه ذغالها را در طشت آبی می ریختند، شنهای آن که ته نشین می شد،
ذغالهای روی آب مانده را جمع می کردند و با دست به شکل گلوله هایی سفت و فشرده
مانند کوفته درآورده و در آفتاب خشک می کردند.دو سه تا از این گلوله ها را در اولین آتش
در ته منقل گذاشته، رویش را خاکه و آتش می دادند و باقی مراحل به شکل مذکور اجرا
می شد.
در بعضی خانه ها چاله ای گرد و مدور به عمق ۲۵ سانتی متر نسبت به كف اتاق برای
كرسی حفر می كردند آنهم به اندازه چهارپايه كرسی ، تا كرسی از چهار پايه داخل آن
قرار گيرد و وسط آنرا به عمق ۳۰ سانتي متر دايره وار مي كندند تا به عنوان آتشدان،
زغالهاي گُر گرفته در آن ريخته شود. دور اين چاله را با گچ و يا گِل صاف می کردند و آتشی
كه از قبل آماده می كردند در آن می ريختند. كار ساختن چاله كرسی توسط بنا انجام
می شد .
با فرا رسيدن فصل گرما از اواسط بهار كرسی ها جمع می شد اما بعضی ها براي زدودنِ
دردِ استخوانِ پاهايشان از كار کارگری و كشاورزی ، ديرتر اقدام به برداشتن كرسی ميكردند.
چاله كرسی همواره و همیشه برجای بود و با ميز پایه كوتاهی كه از چوب ساخته می شد
با برداشتن كرسی ، بر روی چاله قرار مي گرفت و با گذاشتن فرش روی آن سطح اتاق
همسطح می شد و چيزي به چشم نمی آمد.
تهيه زغال :
کشاورزان شاخ و برگها و تنه درختان پوسیده درختان را سوزانده، خفه نموده و ذغال
می کردند. ذغال فروشها قطعات درشت آنرا به نام " ذغال " ، نیمه درشت را به نام
" مویزه "و نرمترها را به نام "خاکه " می فروختند.معمولا دو نوع ذغال در ذغال فروشیها
موجود بود، یکی همین ذغال جنگلی که نوع مرغوب، پر مغز و با دوام بود و قیمتی گرانتر
داشت و نوعی که ذغال "باغی" نام داشت و از درختان باغهای اطراف شهر مانند درختان
میوه، بید، تبریزی و زبان گنجشک تهیه می شد و پوک و بی دوام بود و ارزانتر عرضه
می شد.
![]() با گذشت زمان و ابداع وسائل جدید منقلهای برقی، بخاری برقی و بخاری نفتی و گازی
جزو لوازم اصلی خانه شد. این وسایل جای کمتری اشغال می کردند و با گرم کردن تمام
فضای خانه، زندگی را برای اهل منزل بسیار آسانتر می کرد و به این ترتیب کرسی با تمام
لذتی که داشت، کم کم برچیده شد.
لحافهای بزرگ آن به لحافهایی کوچکتر تقسیم شد و چهارپایه یا میز کرسی هم به
استفاده دیگری رسید یا فروخته شد و خلاصه آثار وجود کرسی از خانه ها رخت بربست.
امروزه، کرسی تنها به خاطره ای شیرین تبدیل شده است .
( یاد گرمای دلچسب زیر کرسی بعد از بازی ( قار گول لسی - گلوله برف بازی ) - بعد از اینکه
دستهایمان ازشدت سرمای برف ها مثل لبو قرمز و کرخت می شد- خیلی می چسبید ،بخیر ).
موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس مطالب و موضوعات برچسبها: href="<-TagLink->">
کرسی های دورن کودکی ام
خزيده خاطره من به قاب كُرسی ها صدای قصه مادربزرگ پيچيده است
شاعر ..؟ موضوعاتمرتبط: همه ی عکس هاعکس مطالب و موضوعات برچسبها: href="<-TagLink->"> |
|
[ طراحی : ایراناسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] |